Friday, February 10, 2012

آینده مذاکرات صلح با طالبان

نزدیک به ده سال پس از سقوط رژیم شان و ادامه شورش در برابر دولت فعلی افغانستان،  چنین به نظر میرسد که طالبان بالآخره برای باز نمودن دفتری در کشور قطر جهت پیشبرد مذاکرات صلح موافقت نشان داده اند. این حرکت تا حد زیادی توسط ایالات متحده و طالبان به اجرا گذاشته شده و تا کنون دولت افغانستان در این روند در حاشیه قرار داشته است. به تازگی، گزارش ها نشان میدهند که ظاهراً دولت افغانستان خود ابتکار را به دست گرفته و در صدد راه اندازی مذاکرات صلح با طالبان در کشور عربستان سعودی میباشد. چنین اقداماتی (مذاکرات قطر به رهبری امریکا و عربستان سعودی به رهبری دولت افغانستان) پروسه صلح را بیشر از پیش مبهم ساخته و سوالات متعدد را به ذهن می آورد:


 آیا طالبان متشکل از چندین گروه میباشند؟ کدام گروه طالبان در حال مذاکره با ایالات متحده آمریکا قرار دارد؟ کدام گروه طالبان در حال گفتگو با حکومت افغانستان میباشد؟ چه کسی فعلاً بازی را به دست دارد؛ طالبان، امریکا، دولت افغانستان، و یا کدام بازیگر دیگری که تا کنون  در پشت صحنه باقی مانده است؟ در هر صورت چیزیکه که اهمیت دارد اینست که آیا این مذاکرات واقعاً به نتایج مثبت منجر خواهد شد؟ با توجه به این سوالات، انتظار میرود که مذاکرات در قطر و مذاکرات احتمالی در عربستان سعودی، در بهترین حالت صرفاً به ایجاد تفرقه در میان حلقات رهبری طالبان منجر خواهد شد، و نتیجه بسیار مهمی را به همراه نخواهد داشت.


تاکنون حکومت افغانستان در امر ایستادگی روی یک موضع روشن در قبال جریانات اخیر ناکام مانده است. در ابتدا، هنگامی که خبر باز کردن دفتر طالبان در قطر به نشر رسید، دولت افغانستان اعتراض نموده و اظهار داشت که ترجیح میدهد که دفتر پیشنهادی طالبان در داخل افغانستان ایجاد گردد. علاوه بر این، دولت اضافه نمود در صورتیکه باز کردن دفتر طالبان در داخل افغانستان ممکن نباشد، ترجیح میدهد که چنین دفتری یا در عربستان سعودی و یا در ترکیه و یا در یکی دیگر از کشورهای اسلامی (به استثنا قطر) ایجاد گردد. اما در مدت کمتر از  یک هفته دولت به تغییر موضع اولیه خویش پرداخته و اضافه نمود در صورتیکه مذاکرات قطر تحت رهبری افغانستان صورت بگیرد، با باز نمودن دفتر طالبان در قطر مشکلی نخواهد داشت. ظاهرا، دولت افغانستان در مورد  اینکه ایالات متحده بطور مستقیم با طالبان وارد گفتگو گردیده، شدیداً نگران میباشد. با در نظر داشت این نگرانی، دولت افغانستان هراس دارد که در چنین حالتی  تصامیم احتمالی مذاکرات به نفع دولت افغانستان نخواهد بود.

اظهارات چند هفته پیش معاون رئیس جمهور ایالات متحده، جوزف بایدن، مبنی بر اینکه طالبان دشمن امریکا نمی باشند، باعث تشدید نگرانی افغانستان گردید. اظهارات آقای بایدن، بسیاری را در کابل و دیگر نقاط جهان متعجب نمود. ولی واقعیت امر این است که آقای بایدن چیزی تازه ی را بیان ننمود. برای دانستن این امر، تفاوت بین منافع استراتژیک و بلند - مدت، و منافع تاکتیکی و گذرای امریکا در منطقه و بخصوص در قبال افغانستان را باید بدانیم.

همانطوریکه بارها از سوی رئیس جمهور امریکا، باراک اوباما، بیان گردیده است، منافع استراتژیک و بلند- مدت ایالات متحده در پرتو "جنگ علیه تروریزم" در منطقه، روی امر "در هم شکستن، برچیدن، و شکست دادن القاعده" استوار و متمرکز میباشد. در این میان،  شورش تحت رهبری طالبان، برای امریکا فقط ارزش تاکتیکی دارد. طالبان برای امریکا به عنوان یک مشکل به علت همدستی آنها با القاعده پنداشته می شود.

نباید فراموش شود که پای ایالات متحده در افغانستان وقتی کشیده شد که رژیم طالبان حاضر نشد که رهبر القاعده را به چنگ امریکایی ها بسپارد. در طول ده سال گذشته، اقدامات ایالات متحده در افغانستان روی امر مبارزه با شورشیان با هدف از بین بردن فرصت برای القاعده جهت انجام حملات علیه منافع امریکا استوار بوده است.  ایالات متحده هرگز اعلام نکرده است که از بین بردن تهدید طالبان در جمع منافع آنها قرار دارد.

 کسانیکه از بیانیه آقای بایدن شگفت زده شده بودند – مطلب مهمی را فراموش کرده اند و آن اینکه ایالات متحده طالبان را به عنوان یک تهدید استراتژیک علیه منافع خویش نمیداند. از دیدگاه امریکا، طالبان یک پدیده محلی میباشد که توانایی تبدیل شدن به یک تهدید عمده برای ایالات متحده را به تنهایی خود دارا نمیباشد. (این مطلب در سند "رهنمود استراتژیک دفاعی ایالات متحده" که ماه گذشته به نشر رسید، ذکر گردیده است).

بنابراین، برای امریکا بسیارهم مهم نیست که طالبان با دولت افغانستان بپیوندند و یا به شورشگری در برابر این دولت ادامه دهند. ولی، از سوی دیگر طالبان به عنوان یک تهدید استراتژیک در برابر دولت و اکثریت مردم افغانستان، قرار دارد. با توجه به این امر، دولت افغانستان باید در پروسه صلح بسیار با دقت و سنجیده شده حرکت نموده و در هر مذاکراتی که قرار است صورت بگیرد، در قطر و یا جایی دیگر، دست بالا داشته و نقش تعیین کننده را بازی نماید.  

متاسفانه، در حال حاضر، طالبان دست بالا را دارا میباشند، نه دولت افغانستان و نه هم متحدان این دولت. این طالبان هستند که شرایط مذاکره را تعیین میکنند. بر مبنای مثال، تاکنون، خواسته های دولت افغانستان مبنی بر انجام مذاکرات صلح در یکی از کشورهای اسلامی بغیر از قطر، و درخواست اعلام آتش-بس قبل از شروع مذاکرات، توسط طرف های مقابل رد گردیده است. در چنین وضعیتی، دولت افغانستان قادر نخواهد بود که طالبان را متقاعد نماید که  سلاح خود را به زمین گذاشته، قانون اساسی کنونی افغانستان را پذیرفته، و به زندگی ملکی برگردند.

 برای اِعمال خواست های فوق بر طالبان، دولت افغانستان باید از موضع قدرت وارد مذاکره با شورشیان گردد.  برای نایل آمدن به چنین هدفی، دولت افغانستان باید اقدامات جدی و عملی را جهت ایجاد اراده واقعی سیاسی و یک استراتژی روشن جنگی علیه طالبان را، به دست گیرد.

به مذاکرات در قطر و یا عربستان سعودی می توان به عنوان موضوعات گذرا نگاه کرد. این مذاکرات به احتمال زیاد، تغییرات مثبت و بزرگی را به ارمغان نخواهد آورد. امکان دارد که چنین مذاکراتی فقط منجر به ایجاد تفرقه در میان حلقات رهبری طالبان گردد. در صورتیکه چنین اتفاقی صورت گیرد، برای ایالات متحده پیروزی تاکتیکیی خواهد بود،  اما برای دولت افغانستان پیروزیی به دست نخواهد آمد. حلقات اصلی طالبان به روند صلح یکجا نخواهند شد. آنها به جنگ علیه دولت ادامه خواهند داد.

تهدید بلند- مدت ناشی از طالبان تنها از طریق گفتگو با آنها در قطر و یا کدام کشور دیگری از بین نخواهد رفت. این امر فقط در صورتی میتواند عملی گردد که بین تلاشها برای مذاکره و تلاشها جهت مبارزه واقعی علیه طالبان، تعادل ایجاد گردد. تلاشها برای رسیدن به صلح نباید متوقف گردند. ولی با این حال، تلاشهای صلح باید باعث انحراف دولت جهت مبارزه واقعی علیه تهدید طالبان نگردد.

 همچنین، با درنظر داشت مباحث بالا،  مذاکرات قطر و نتایج احتمالی آن، برای ایالات متحده، ارزش سطح تاکتیکی را خواهد داشت. موفقیت و یا شکست پروسه قطر برای امریکا تفاوت بزرگی نخواهد داشت. ولی باید متوجه بود که، موفقیت یا شکست در این مذاکرات، پیامدهای استراتژیک برای دولت و مردم افغانستان را در پی خواهد داشت.  بنابراین، مردم افغانستان باید جریانات مربوط به پروسه صلح را، با هوشیاری تمام و از نزدیک مراقبت نموده، و دولت افغانستان قدم های خویش را در این پروسه با دقت و سنجیده شده، بردارد.

و من الله توفیق

No comments:

Post a Comment